۰۳ ارديبهشت ۸۷ ، ۱۰:۳۵
شهید گمنام ۴ نظر اشتراک گذاری

فرمانده مهربان

یادگاری ها-خانواده

شهید کاظمی

 عملیات کربلای 5 بود .                                                                     صبح هنوز آفتاب نزده ، رفتم خط برای پیگیری کارهایم که یک مرتبه دو نفر را سوار بر موتور دیدم. جلوتر که رفتم دیدم حاج‌احمد است؛ آمده بود تا اوضاع خط را بررسی کند. منطقه‌ای که خیلی از جاهایش هنوز سامان نگرفته و ناامن بود. کاظمی برعکس فرماندهان همه جای دنیا که دستور می‌دادند بروید،‌ بیایید، و خود در جای امنی می‌نشستند؛ نبود، خودش در خط اول می‌ایستاد و وقتی فرمان حرکت می داد، همه با سر می‌رفتند. از دور که به فرماندهی احمد نگاه می‌کردی، با خود می‌گفتی این دیگر کیست چقدر جدی و باصلابت است اما وقتی نزدیک می‌شدی، احمد را پر از احساس و مهر و محبّت می‌دیدی. او به واقع فرمانده‌ای کوشا، مهربان و باصلابت بود.     

یک خشت در بهشت به نیابت مدافع حرم شهید محسن حججی


بسم الله الرحمن الرحیم
اردوی جهادی در جستجوی نور21
رمز: یا زهرا (س)
موضوع: جهاد اکبر
برگزار کننده: موسسه شهیدکاظمی
ماموریت: ساخت مسجد شهدای مدافع حرم(محسن حججی/سرلک) در روستای محروم "کمرون" توابع شهرستان فریدونشهر
شماره کارت : 6104337770117412
شماره حساب 4086710869
شبا IR760120000000004086710869

نظرات (۴)

  1. سیدزضا
    فقط میخواهم مارزمندگان آن دوران را باشهدا مهشورمان بگرداندانشاالله
  2. علی
    یادش بخیر و روحش شاد. وبلاگ نازی داری به ما هم سر بزن
  3. جعفر
    عکس احمد دلاور چهارستون بدنم را لرزاند هم نگاه به افق است، صلابت ازچهره میبارد. احمد خستگی را خسته کرد.امیدوارم زیرسایه لطف ومحبت خدا درکنار مادرش حضرت زهرا خوش باشد.
  4. دیده بان
    در خاطرم شد زنده یاد فاطمیون
    یاد شلمچه ، یاد فکه ، یاد مجنون

    التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی