۲۹ آبان ۹۳ ، ۲۲:۳۲
گروه اخبار خواهران ۰ نظر اشتراک گذاری

پاسخ به سوالات مقام معظم رهبری در ابرار خواهران

اخبار موسسه

در راستای سخنان گذشته رهبر انقلاب و سوالاتی که برای جوانان مطرح کرده بودند بر آن شدیم تا در نشستی صمیمانه با ابرار در حد خود بتوانیم به یکی از سوالات رهبری پاسخ دهیم.

اولین سوال:

چرا مصرف گرایی برای برخی افتخار شده است؟

در نشست این هفته اعضا با تعریف مصرف گرایی و تعیین علل و مصداق هایش در زندگی امروز، هر نفر لیستی از وسایل و امکانات مورد علاقه اش و آنچه که دوست دارد در آینده داشته باشد را نوشت و به بررسی هر کدام از آن پرداخت.

هر نفر توانست با دلایلی به خود ثابت کند که این نیاز یا تعلق به وسیله کاذب است یا واقعی. در ادامه بحث با توجه به کتاب من زنده ام و الگوی زندگی و ساده زیستی ارائه شده در کتاب روی مثال هایی از کنترل و جلو گیری از مصرف گرایی بحث و بررسی شد.

در پایان جلسه اعضا در فضایی معنوی و با تفکر و الگو قرار دادن حضرت رقیه (س) از آرزو ها و داشته های رقیه سه ساله نوشتند و که در ادامه چند متن انتخاب شده از نوشته های اعضا ملاحظه خواهید کرد.

سرمایه  ها وآرزوهای حضرت رقیه(س)

***فصل کودکی تنها فصلی است که سراسر بهار است. ولی نمی دانم کودکی حضرت رقیه (س) چگونه در خزان اسارت گرفتار شد. کودکی که پیش از آن در آغوش پدر نجوای محبت می شنید اینک در بند اسارت جز آواز غریبی نمی شنید. دیگر خبر از نوازش پدر نبود و به جای آن، خستگی اسارت بر روح لطیف او سایه انداخته بود.

اما به یقین حضرت رقیه در اسارت نبود،او که از پرستو هم سبکبال تر بود و در واقع همان دشمنان ملعون اسیر بودند، اسیر دنیا.

 

***رقیه دلی داشت که برای خدا می تپید و پدری که حسین (ع) بود. سه سال داشت اما به اندازه تمام عالم غم داشت. شاید از مال دنیا تنها چادری خاکی داشت و گوشواره ای که دزدیده شده بود همه چیزش را داد تا چادرش را نجات دهد و تنها خواسته اش دیدن دوباره پدر بود که به ارزویش رسید... و شاید دلتنگ برادرش علی اصغر بود...


***دیشب کنار عمه نشسته بودم ، شانه چوبی را از صندوقچه در اوردم ،گفتم شاید عمه شانه به مویم بزند مثل آنروزها در مدینه ،اما عمه مضطرب بود و نگران .مدام به بابا و اصحاب سر میزد می خواست مطمئن شود که فردا کسی بابا را تنها نگذارد آخر کار هم تا بابا دست بر قلبش نگذاشت آرام نشد. گفتم شاید عمه مویم شانه بزند تشنگی یادم برود. چشمم به گهواره علی افتاد. همیشه عاشق تکان دادن گهواره علی بودم. خواب و بیدار بود. یادش بخیر هر شب توی خانه مدینه دیدن  عکس ماه را در حوض کوچک وسط خانه از دست نمی دادم و بیشتر دوست داشتم توی صافی آب عکس گوشواره هایم بیفتم. خب اشکالی ندارد اگر عکس ماه نیست عموعباس هست. عموی من خود ماه است و چقدر بابا عمو عباس را دوست دارد و.....دوست داشت . حالا که عمو وبابا و گوشواره ها نیستند آب هست. کاش مدینه بودیم تا هم آب بود هم بابا و هم عمو و هم علی اصغر


یک خشت در بهشت به نیابت مدافع حرم شهید محسن حججی


بسم الله الرحمن الرحیم
اردوی جهادی در جستجوی نور21
رمز: یا زهرا (س)
موضوع: جهاد اکبر
برگزار کننده: موسسه شهیدکاظمی
ماموریت: ساخت مسجد شهدای مدافع حرم(محسن حججی/سرلک) در روستای محروم "کمرون" توابع شهرستان فریدونشهر
شماره کارت : 6104337770117412
شماره حساب 4086710869
شبا IR760120000000004086710869

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی