روایت حاج احمد کاظمی از زبان همسرش برای اولینبار
برخی راویها پیشازاین درباره شهید احمد کاظمی صحبت نکرده بودند و حالا اولین بار است که مکنونات قلبی، خاطرات وبرداشتهای خودشان را با خواننده به اشتراک میگذارند. مهمترین روایتکننده جدید، همسرحاجاحمد است او طی این بیست سال با هیچ رسانهای گفتگو نکرده بود.

«یک اثر متفاوت»! این گزارهای است که انتشارات شناختهشده شهیدکاظمی که تابهحال آثار موفق زیادی در حوزه دفاع مقدس و مقاومت منتشر کرده است در مورد کتاب «حوالی احمد» میگوید. کتاب «حوالی احمد» روایتهای مستند از زندگی شهید حاج احمد کاظمی به قلم پُرکشش فائضه غفارحدادی بهزودی منتشر خواهد شد. اما چرا متفاوت؟ چه ویژگیهایی حوالی احمد را متفاوت کرده است؟ در این گفتگو نویسنده کتاب حوالی احمد بهصورت شفاف به این سؤال پاسخ میدهد.
کفشهایتان اینجاست؛ بپوشید برویم
اما قبل از اینکه با نویسنده کتاب همراه شوید بخشی از مقدمه جذاب همین کتاب را بخوانید تا بر طبق قاعده مُشت نمونه خروار بودن، از پُرکشش بودن قلم نویسنده و متفاوتبودن روایتها مطمئن شوید: «کفشهایتان اینجاست؛ بپوشید برویم. احمد کاظمی که بود؟ چه کسی جواب این سؤال را میداند؟ راستش را بگویم؟ هیچکس! اما خوش به حال شما که همین اولش این حقیقت را فهمیدید. من بعد از یک سال تحقیق به این نتیجه رسیدم. بعد از خواندن ده -دوازده کتاب کوچک و بزرگی که دربارهاش وجود داشت. بعد از دیدن چند ده کلیپ و مستند و خواندن کلی مصاحبه. درست وقتی که فکر میکردم خودم جواب سؤال را میدانم و دیگر شناخت کاملی از شهید احمد کاظمی پیدا کردهام. اما چه خوب که نادانیام دوام پیدا نکرد. روزی حین مصاحبه دربارۀ موضوعی دیگر، متوجه شدم که راویام با احمد کاظمی همکاری داشته. مشتاقانه ازش خواستم از خاطرههای مشترکش با او بگوید و راوی خوشصحبت انگار که سالها دنبال چنین فرصتی باشد، شروع کرد به بد گفتن از حاج احمد! کلمههایش شبیه پیچگوشتی و آچارفرانسه به صورتم پرتاب میشدند و از گوشهایم به ورودیهای مغزم راه پیدا میکردند. در عرض یک ساعت، آن پیکرۀ بینقص و زیبایی که با خواندن کتابها و مصاحبهها در ذهنم ساخته شده بود، شل شد و فروریخت! خدای من! او داشت از کدام حاج احمد حرف میزد؟ پس آن حاج احمدی که توی ذهن من بود که بود؟ یک سالِ بعدی به پیداکردن جواب این دو سؤال گذشت. تصمیم گرفتم خودم با آدمها رخبهرخ شوم و بتوانم کلمههایشان را با حالات چهره و برق توی چشمهایشان ترجمه کنم.
من باید حاج احمد بینقصم را از راویها پس میگرفتم؛ اما نشد. نتوانستم. آنچه آموختم خیلی بیشتر از شرح ایثار و شجاعت و خدمت و قهرمانی یک آدم معمولی با نقصها و ویژگیهای اختصاصی خودش بود. من یاد گرفتم که با کفش آدمهای مختلف راه بروم و بتوانم از زاویۀ دیدشان به ماجرا نگاه کنم. اما مقهور برداشتهایشان نشوم. درک و دریافت خودم را محدود نکنم به آنچه میشنوم و میخوانم. دور شوم، نزدیک شوم، حول سوژهام بگردم تا بالاخره شاید به شناختی نزدیک به انصاف و واقعیت دست پیدا کنم که البته آن هم قطعی نیست و نخواهد بود. هیچکس نمیتواند بگوید حاج احمد کاظمی که بود، ولی شاید بتوان به جواب این سؤال نزدیک شد…»
اسم کتاب از کجا آمد؟
فائضه غفارحدادی، نویسنده خوشقلم آثاری مثل «خط مقدم»، «یک محسن عزیز»، «خورشید که غرق نمیشود»، «شبیه»، «دورت بگردم»، سفرنامههای «الی…»، «دهکده خاکبرسر»، «سر بر خاک دهکده» در توضیح انتخاب نام «حوالی احمد» برای کتابش میگوید:«از این جهت اسم کتاب را حوالی احمد گذاشتم که روایتهای این کتاب صرفاً به شخصیت احمد کاظمی و خود احمد کاظمی نپرداختند و احمد کاظمی در یک هالهای از اطرافیان، اتفاقات، ماجراها و بسترها روایت میشود. در واقع ما با این روایتها یک دوری حول شخصیت احمد کاظمی در آن زمانه و بین آن آدمها میزنیم و فهم ما از این شهید با این سفری که حول احمد و در حوالی احمد انجام میدهیم از طریق کلمهها و روایتها برای ما ایجاد میشود. من دوست داشتم بگویم که اگر یک فرماندهای موفق است بهتنهایی نمیتوانسته کاری کند و آن موفقیتها با همراهی و زحمات بسیاری که به کمک بقیه انجام داده بهدستآمده است.»روایتهایی که به طور کامل دَم کشیدهاند
روایتهای دَم کشیده، به فاصله زمانی بیست سال بعد از شهادت حاج احمد از دیگر خصوصیات شاخص حوالی احمد است. فائضه غفارحدادی دراینخصوص میگوید: «ویژگی دیگر این کتاب این است که باتوجه به اینکه بیست سال از شهادت شهید کاظمی میگذرد و به دلیل فاصله زمانی که از شهادت این شخصیت گرفتیم روایتها از آن روایتهای در لحظه هیجانزده و یا سوگوار و یا ذوقزده و یا بههرحال احساسات ملتهب فاصله گرفته و به سمت درونیتر شدن و عمیقتر شدن بررسی خود شخصیت و لایههای درونیتر خود شخصیت پیش رفته و فکر میکنم این اتفاق مبارکی است که ما باید درباره همه قهرمانهایمان انجام بدهیم یعنی همانطوری که کتابهایی نیاز است که آن قهرمان را در فواصل نزدیک به بودنش روایت کند کتابهایی هم نیاز داریم که بافاصله زمانی آن قهرمان را واکاوی بیشتری کند و به نحوه قهرمان شدنش و لایههای شخصیتیاش عمیقتر بپردازد تا بتواند یک الگویی برای شبیهسازی و برای شبیه او بودن ارائه بدهد.»
صحبتهای همسر شهید کاظمی را فقط در کتاب حوالی احمد میخوانید
گستردگی کار نویسنده برای مصاحبه و دریافت روایتهای دستاول تا جایی پیش رفته که شما میتوانید حتی صحبتهای همسر شهید کاظمی را هم که طی این بیست سال با هیچ رسانه و کتابی گفتگو نداشته است در کتاب حوالی احمد بخوانید: « ویژگی دیگر این کتاب که آن را از کتابهای پیشین برجستهتر میکند این است که راویهای جدیدی به خواننده معرفی شده است. بعضی از این راویها پیشازاین با کسی یا جایی درباره شهید احمد کاظمی صحبت نکرده بودند و اولینبار است که مکنونات قلبی، خاطرات و برداشتهای خودشان را با خواننده به اشتراک میگذارند. مهمترین این راویهای جدید، همسر حاجاحمد است که در طی این بیست سال با هیچ رسانه و کتابی گفتگو نکرده بودند.»حال و هوای روایتها دستبهدست نشده؛ مصاحبهها رخبهرخ انجام شده
«دوست داشتم مخاطب هم با من بیاید خودش به نتیجه برسد.» فائضه غفارحدادی در توضیح این جملهاش میگوید: «این کتاب حاصل مصاحبههایی است که شخصاً با افراد انجام دادم. البته پیشازاین مصاحبههای بسیاری هم بهصورت مکتوب از افراد دیگری داشتم و یک سبقهای که در ذهنم از این شخصیت وجود داشته از نظر خودم خیلی صحنه شفافی بوده است. ولی ترجیح دادم که این جستجو را خودم پیبگیرم و به این نتیجههایی که در مصاحبههای قبلی بوده برسم. دوست داشتم که مخاطب هم با من بیاید و خودش کشف کند برای همین قبل و بعد از هر روایتی که از راوی نوشتم احساسات، پیشبینی ها و حال و هوای مکان و شرایط آن مصاحبه را قبل از روایت و احساس ثانویهای که بعد از آن مصاحبه و روایت در من ایجاد شده و یا نتیجه جدیدی که به برداشتهای قبلی اضافه شده یا نقض کرده را هم بهعنوان نویسنده و محقق بعد از هر روایت نوشتهام. اطلاعات و روایتها کاملاً مستند است و هرچه قبل و بعد از هر روایت خودم اضافه کردهام حال و احوال خود نویسنده و دریافت خود نویسنده است.» نوزدهم دیماه بیستمین سالگرد شهادت حاج احمد کاظمیست و کتاب حوالی احمد، در همان حوالی سالگرد از انتشارات شهید کاظمی منتشر خواهد شد.لحظههایتان در حوالی احمد پر بهره باد!






